دغدغه مهمی که مدتی است مطرح کرده ام این است که هاله ایی که جهان اطراف ما را پر کرده از چند قسمت عمده تشکیل شده.دین،علم و تکنولوژی،تئوری های نظری (که من قبلا نام فلسفه را برایش گذاشته بودم) و بعد از مشاهده جدیدم این نام را اختیار کردم،و هنر.
خوب دوستان کانادایی من در دانشگاه ترنت دین را از این هاله حذف کرده اند(در رشته مطالعات فرهنگی).البته دین را به عنوان جزئی از اجزاء تشکیل دهنده فرهنگ می دانند.
به هر حال خوشحال شدم از این که دیدم خارجی های کافر برای این دغدغه من یک فیلد مطالعاتی بین رشته ایی در سطح دکتری ایجاد کرده اند.
فرهنگ را با سه رشته دیگر می آمیزند و از توی آن یک چیزی در می آورند:فرهنگ و هنر،فرهنگ و تکنولوژی و فرهنگ و تئوری.
عمیقا معتقدم که وقتی می خواهیم فرهنگ جدیدی تولید کنیم(معتقدم فرهنگ قبلی مان دیگر نا کارآمد است و باید ارتقاء پیدا کند)باید فرهنگمان حوزه های عمده زندگی امروز بشر را پوشش دهد.همان هاله ایی که در بالا گفتم.
به سلامتی ببنیم ما(احتمالا حوزه منظورم است) در این حوزه چه رشته ایی ایجاد می کنیم